خرید بک لینک

او شعر را دوست داشت،

خیال‌پردازی و سفر را… و من؟

او ... من ....

من او را، با همه‌ی هستی‌ام، دوست داشتم!

او شب را دوست داشت، آواز جیرجیرک و بغضِ شمعدانی را… و من؟

من تنها او را دوست داشتم، بی‌هیچ شرط و حصری! او موهای بافته را دوست داشت،

عطر قهوه و سیگار را… و من؟

من، تنها و همیشه، او را دوست داشتم!

او باران را دوست داشت، پاییز را و رنگین‌کمان را… و من؟

من، عاشقانه‌تر از هر چیز، عاشق او بودم!

من… او را دوست داشتم، او را… بی‌اتمام دوست داشتم!

و او؟ شنیدن این جمله، تنها لبخندش را طلب می‌کرد…

برچسب: نویسنده: سینا طباطبایی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:33

صفحه بندی